تبليغاتX
عاشقانه هایم برای تو - زمان
خیلی وقته هیچ چیزی اینجا ننوشتم.دلم اندازه ی مهربونی خدا گرفته.تو دلم دارم میبینم ته مونده ی خاکستر امید خاموش میشه.نمی دونم دنبال چه چیزی دارم می گردم.سرگشته و خسته ام.برای روزهایی که نیومده دارند می سوزند حسرت می خورم.

تنهایی رو میچشم و مجبورم بهش رضایت بدم.تنهام...خیلی تنها...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 23:24  توسط مازیار مجد |