![]() |
![]() |
|
|
خیلی وقته هیچ چیزی اینجا ننوشتم.دلم اندازه ی مهربونی خدا گرفته.تو دلم دارم میبینم ته مونده ی خاکستر امید خاموش میشه.نمی دونم دنبال چه چیزی دارم می گردم.سرگشته و خسته ام.برای روزهایی که نیومده دارند می سوزند حسرت می خورم.
تنهایی رو میچشم و مجبورم بهش رضایت بدم.تنهام...خیلی تنها... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم بهمن 1384ساعت 23:24 توسط مازیار مجد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1384 بهمن 1384 تیر 1384 |
|
RSS
|