![]() |
![]() |
|
|
هر روز كه بيدار ميشم،به خودم ميگم امروز برام روزه خوبيه.اما اتفاقهاي بد-واقعا بد؟-نميذاره روزم به خوشي تموم بشه.
البته هميشگي نيست ولي حالا كه من رو لب مرزم بين نابود كردن آييندم يا شروع تازه،نباييد اجازه بدم چيزي جلوي منو بگيره،حتي بدشانسي هميشگي من،حتي روياهام،حتي چيزهايي كه بهش اعتقاد دارم.من الان سر يه دوراهي هستم و مي خوام راه سختتر و خطرناكتر رو در پيش بگيرم...آخه مي دوني من مبارزه رو خيلي دوست دارم!اما حداقل خودم يه روز به خودم نگم كه همه چيزو با دستهاي خودم خراب كردم... برام دعا كنيد،من كه دارم با خدا مي جنگم؛هر چند اميدوارم خدا منو شكست بده-اين جمله رو از سن فرانسيس قديس دزديدم-خدايا روحمو نجات بده كه جز تو پناهي ندارم. هميشه فكر مي كنم كه دارم نقش بازي مس كنم؛همه رو حتي خودم و حتي خدارو مي خوام گول بزنم.هر وقت نيايشي مي كنم اين احساس كه حرفام صادقانه و از ته قلبم نيست عذابم ميده... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 1:22 توسط مازیار مجد |
|
|
بگذار شیطنت عشق
چشمان تورا به عریانی خویش بگشاید هر چند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن.
"دکتر شریعتی" |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 1:2 توسط مازیار مجد |
|
|
به تاريخ 1/1/1
«من عاشق تو هستم» «من عاشق تو هستم» «من عاشق تو هستم» صدها سال بعد: شايد به ياد نمي آوري كه براي نخستين بار در كدامين لحظه به فرياد گفتم «من عاشق تو هستم» ديگر نيازي نيست به ياد آوري ديگر گذشته است ديگر بسي گذشته است اما قبولم كن به گونه ي عاشقي كه به جز عشق هيچ چيز ندارد و باورم كن همچون گياهي از عشق روييدني از عشق بودن از عشق و پناهم بده اي محبوب.
«نمي دونم اين شعر فوق العاده مال كيه،اما حتمان يادم مياد!» |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 0:57 توسط مازیار مجد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1384 بهمن 1384 تیر 1384 |
|
RSS
|